اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

خدا بخیر کنه

1392/8/1 23:46
نویسنده : مامان
294 بازدید
اشتراک گذاری

امشب خونه دایی ها ومادر بزرگ حمید رو واسه شام دعوت کرده بودیمشام.حسابی داشت خوش میگذشت که بازم 1 اتفاق افتاد که حالمون رو بگیرهناراحت .زندایی های حمید که یکیشونم عمه خودم میشه ظرفها رو شستن فقط قابلمه ها موندن که گفتم خودم میشورم در یکی از قابلمه ها رو شستم وگذاشتم رو آبچکان که یهو بدون اینکه بفهمم چی شد همه ظرفها پایین اومدن گیج چی شد وحشت.نصفه بیشتر چینی هام خورد شدنگریهناراحت اون لحظه خواستم دق کنم ولی بعد با خودم فکر کردم گفتم اینهمه ظرف اومد پایین چطور بلایی سرم نیومد یا رو پاهام نزد آخیشخلاصه جز اینکه چینی هام ناقص شد اتفاق بدتری نیافتاد اهورا هم که همیشه بهم میچسبه اون لحظه تو اتاق بود بعد از صدای وحشتناک خورد شدن ظرفها اومد ببینه چی شده.نمیدونم چرا این چند روز اتفاقهای بدی میافته ناراحتخدا آخرشو خیر کنه استرس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
3 آبان 92 15:37
خدا رو شکر که اهورا پیشت نبود و خدا رو شکر که خودت چیزی نشدی
چینی ها هم فدای سرت ان شاالله خوشگل ترشو میخری تنوع میشه
حتما صدقه بده حتما


خیلی ممنون از لطفت خدا گل پسرتو واست نگه داره
معصومه
9 آبان 92 21:09
اسپند دود کردن و صدقه دادن و یه خون ریختن کوچیک حتی که جوجه باشه در راه خدا رو فراموش نکنید


ممنون عزیزم.باورکن همه این کارا رو کردم ولی نمیدونم چه حکمتیه که اینجور میشه
توت فرنگی(مامان علیرضا)
10 آبان 92 0:48
سلام
خیلی خیلی خهیلی به توان بی نهایت
شـــــــــــــــــــــــرمنـــــــــــــــــــده
درست می گی من بی وفایی کردم
سیستمم تازه درست شده
انشالله از این به بعد بیشتر سر میزنم
عزیزم
منو ببخش
راستی خدا بهت رحم کرد
انشالله که دیگه پست اینطوری نبینم
صدقه بنداز عزیزم
راستی باید لینکت کنم
چی همون اورا نفس مامان



ممنون.خوشحال میشم آره با همون اهورا نفس مامان